کجا هستیم؟
چه زمینه، محدودیت و نیروهایی مسئله را شکل میدهند؟
تخصص / استراتژی
استراتژی را مجموعهای از انتخابها میدانم: فهم زمینه، تشخیص آنچه اهمیت دارد، پذیرش بدهبستانها و تبدیل اولویتها به اقدام.
استراتژی مجموعهای منسجم از انتخابها درباره این است که کجا تمرکز کنیم، چگونه ارزش ایجاد یا خلق کنیم و چه مسیرهایی را دنبال نکنیم.
بدون انتخاب، فهرستی از اهداف صرفاً یک آرزوست؛ و بدون پذیرش بدهبستانها، اولویتها پایدار نمیمانند.
کار استراتژی این است که پیچیدگی و عدمقطعیت را به تعداد محدودی از تصمیمهای اثرگذار تبدیل کند.
02
استراتژی خوب، پیش از تجویز اقدام، پرسشهای مهم را روشن میکند.
چه زمینه، محدودیت و نیروهایی مسئله را شکل میدهند؟
کدام هدفها و منابع مزیت باید در اولویت باشند؟
کجا تمرکز میکنیم و آگاهانه چه چیزی را انجام نمیدهیم؟
کدام فرضها پیش از تعهد به شواهد نیاز دارند؟
چه توالی اقدامهایی قصد استراتژیک را به نتیجه تبدیل میکند؟
03
انتخاب یک مسیر یعنی کنار گذاشتن مسیرهای دیگر. این بدهبستانها حاشیه استراتژی نیستند؛ بخشی از ماهیت آن هستند.
هدف حذف عدمقطعیت نیست؛ هدف، انتخاب بهتر در حضور آن است.
04
کار استراتژیک جایی آغاز میشود که انتخابها مبهم، متعارض یا دیگر متناسب با زمینه نیستند.
05
فرآیند استراتژیک باید منطق تصمیم را قابل مشاهده کند و پیش از آنکه تعهدها پرهزینه شوند، فرصت یادگیری ایجاد کند.
06
خروجی یک سند طولانی نیست؛ مجموعهای روشنتر از انتخابهاست که بتواند تصمیمها را هدایت کند.
پاسخی روشن به این پرسش که سازمان به کدام سو میرود.
تعدادی محدود از انتخابهای استراتژیک و انتخابنکردنهای صریح.
توالی تخصیص توجه و منابع برای پیشبرد مسیر.
حرکتهای مشخص، مسئولیتها و حلقههای یادگیری.
07
قدم بعدی
از مسئله، زمینه و انتخابهایی که پیش روی شماست شروع کنیم.